يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
30
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
مشترك آيد « 1 » مشاهده بيند « 2 » . دوّم خيالست ، و آن خزينهء « 3 » حس مشتركست كه درو جمله صورتها بماند « 4 » ، و جاى او در جزو بازپسين تجويف اول « 5 » است . سوم « 6 » و هم است ، و آن قوّتيست كه « 7 » حكم كند بر محسوسات بچيزهاى نامحسوس ، و به دو حكم كند گوسفند كه گرگ دشمن اوست و ازو ببايد گريخت « 8 » . و اين و هم جز حواسّ را متابعت نكند . و با عقل در معقولات منازعت نمايد ، و برهان را « 9 » مسلّم دارد و نتيجه را انكار كند . زيرا كه قوّتى « 10 » جرمانيست ، و جاى اين قوّت « 11 » تجويف ميانين است . چهارم متخيّله است ، و آن قوّتيست كه تركيب و تفصيل صور و احكام كند ، و او جانورى را تصوير كند اندامهاش از يكديگر جدا شده ، و جانورى را از « 12 » اعضاى جانورانى مختلف تركيب كند ، و پيوسته در حركت « 13 » باشد و آرام نگيرد ، نه در خواب و نه در بيدارى ، و محاكات احوال مزاج كند و از چيزى و محاكات خبرهاى عقل كند « 14 » و بضدّ و « 15 » شبيه و مجاور او رود « 16 » . اگر اين قوّت نبودى « 17 » ما فكرت « 18 » نتوانستمانى كردن . و اين را چون عقل استعمال كند « متفكّره » « 19 » خوانند ، و اگر نه « متخيّله » ، و جاى او آخر تجويف ميانين است . پنجم حافظه است ، و آن « 20 » قوّتيست در تجويف آخر دماغ ، و او خزانهء و هم است ،
--> ( 1 ) آيد : اند F ( 2 ) بيند : ببينند F ( 3 ) خزينه : خزانه SH ( 4 ) بماند : نماند F ( 5 ) تجويف اول : - F ( 6 ) سوم : سيم SH ( 7 ) كه : + آن SH ( 8 ) گريخت : - H ( 9 ) و برهان را : برهان را S ( 10 ) قوتى : قوت H ( 11 ) قوت : + در SH ( 12 ) از : - SH ( 13 ) حركت : حركات f ( 14 ) و محاكات خبرهاى عقل كند : - HF ( 15 ) و بضد و : خبر بصر f ( 16 ) رود : مىرود H برود S ( 17 ) اگر اين قوت نبودى : و اگر نه اين بودى H و اگر نه اين قوت بودى S ( 18 ) فكرت : فكر H ( 19 ) متفكره : مفكره HT ( 20 ) و آن : و او SH